السيد حامد النقوي

79

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

تعالى ، مفيد جلالت و عظمت و مدح و ثناء آنها است ، و اگر محض كون ايشان بيان مىكرد اين فائده حاصل نمىشد ، پس اثبات كون هر دو چشم معشوق بأمر بارى تعالى ، مفيد مدح و ثنا و جلالت و عظمت آنها است ، و همچنين اگر مخالفت عدل لازم نميآمد ، اثبات ساحرى و فتاني آنها بأمر و خلق بارى تعالى ، مفيد مزيد جلالت و عظمت شأنشان مىشد ، و كلام ابلغ و انصع و أعجب مىشود ، پس تحرز ذو الرمّة از نسبت ساحرى بحقتعالى ، با وصف نسبت كون هر دو چشم به حق تعالى ، دليل صريح است بر تحرز او از مخالفت عدل . ششم آنكه پر ظاهر است كه اگر فعولين خبر كانتا باشد ، در اين صورت براى عينان يك صفت خواهد بود كه همين جمله قال اللَّه كونا الخ مىباشد ، و عائد در جملهء وصفيه محذوف است ، و تقديرش چنين است قال اللَّه لهما كونا فكانتا ، و جمله فكانتا متفرع است بر جمله اولى و معطوف بر آن است ، و در صورت رفع دو صفت : يكى جمله قال اللَّه كونا فكانتا ، و ديگر فعولان ، و هر گاه بنابر رفع فعولان دو صفت براى عينان متحقق شد ، ظاهر گرديد كه فعولان صفت ثانيه است ، و جمله قال اللَّه كونا فكانتا صفت اولى . پس صفت اولى بسبب تقديم آن أولى و أحرى است ، به آنكه كلام مسوق براى آن باشد و لا اقل آنكه كلام مسوق براى اثبات هر دو صفت باشد . هفتم آنكه از كلام خود شاهصاحب هم ظاهر است كه از كلام ذو الرمة بر تقدير رفع فعولان دو فائده حاصل مىشود ، يكى اثبات فتاني و ساحرى و عقل ربائى هر دو چشم معشوق ، دوم آنكه حق تعالى آنها را بقدرت